تبلیغات
مجمع جانبازان شیمیایی استان گیلان - روایت شهادت یک فرمانده پس از 6 بار مجروحیت
اجتماعی-سیاسی-فرهنگی-بیان دیدگاهها ( عزت و وحدت اسلامی - حفظ ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس -اطاعت از ولایت فقیه )
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
اجتماعی -سیاسی -فرهنگی و بیان دیدگاهها در رابطه با انقلاب و دفاع مقدس و اطلاع رسانی عمومی خصوصآ به ایثارگران و خانواده های شاهد.
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
لوگوی تسلیت



در این وب
در كل اینترنت
abzar("http://shiatools.persiangig.com/tools/L/12.gif","http://www.shia-tools.com/post/66") لوگوی تسلیت هاست لینوکس SCRIPT SRC="http://www.modernsite.rozblog.com/code/popup"> تبادل لینک رایگان ذکر روزهای هفته
زیارت عاشورا
دعای فرج اوقات شرعی مهدویت امام زمان (عج) آیه قرآن

.

هاست لینوکس
مطالب اخیر وبگاه

روایت شهادت یک فرمانده پس از 6 بار مجروحیت

کمیل ایمانی

کمیل در 28 خرداد 67 به هنگام طراحی انهدام پل ارتباطی بر اثر اصابت ترکش از ناحیه کمر قطع نخاع و به دنبال آن با اصابت ترکـش به قسمتی از قلب به شدت مجـروح شد.

به گزارش ایسنا، پرویز (کمیل) ایمانی سال 1345 در روستای ممشی از روستاهای همجوار کارمزد سوادکوه به دنیا آمد. پدر او ابراهیم در شرکت ذغال سنگ البرز کار می‌کرد و در کنار آن به کشاورزی و دامداری نیز اشتغال داشت. پرویز پس از پشت سرگذاشتن دوران طفولیت، در سال 1353 تحصیلات ابتدایی را درمدرسه روستای ممشی آغاز کرد و سه سال اول تحصیلی را در آن گذراند. با جابجایی خانواده به روستای بالا زیرآب سوادکوه، سال چهارم و پنجم ابتدایی را در دبستان بالازیـرآب پشت سر گذاشت.


برای گذراندن دوره راهنمایی وارد مدرسه امید زیرآب شد. با اوج‌گیری نهضت اسلامی مردم ایران درسال57 با پخش اعلامیه، شعارنویسی دیواری و شرکت در تظاهرات فعالیتهای انقلابی خود را آغاز کرد. دوره متوسطه را در دبیرستان آیت‌الله کاشانی سوادکوه آغاز کرد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که سال سوم دبیرستان را طی می‌کرد درهمان مقطع یعنی سال 60 ترجیح داد درس را رها کند و عازم جبهه شود. از آن سال به بعد به طور مداوم از طرف بسیج سوادکوه در جبهه‌ها و مناطق عملیاتی حضور می‌یافت.

کمیل در مهرسال 62 در کامیاران بر اثر اصابت تیر به پایش مجروح شد و در آذرماه سال62  به عضویت رسمی سپاه در آمد و در مراسمی به اتفاق 30 نفر از رزمندگان عضو لشکر 25 کربلا از دست محسن رضایی فرمانده وقت کل سپاه لباس سپاهی را دریافت و به تن کرد.  در اوایل سال 64 با خانم زینب براری ازدواج کرد. با تولد اولین فرزندش در سال 65 او را مطهره نامید.

کمیل در  هفتم اسفند 66 در منطقه مریوان وصیتنامه‌ای نوشت و در آن دیدگاه‌ها و نظرات خود را به روشنی برروی کاغذ آورد. او درسال 67 فرمانده گردان بود و برادرش یارعلی در گردان تحت فرماندهی او به عنوان رزمنده حضور داشت اما هیچ فرقی بین برادرش و دیگر رزمندگان قائل نبود. تواضع و فروتنی او در کنار شجاعت و دلیری در هنگامه نبرد مثال زدنی بود. در عرصه‌های خطر پیشقدم می‌شد و حاضر بود خودش را در معرض خطر قرار دهد اما به رزمندگان دیگر آسیبی نرسد.

سال 66 در عملیات «والفجر 10» در حلبچه شیمیایی شد. سپس در آخرین عملیات تهاجمی ایران به نام «بیت‌المقدس 7» در شلمچه ، که فرماندهی گردان تخریب را به عهده داشت شرکت کرد. کمیل در 28 خرداد 67 به هنگام طراحی انهدام پل ارتباطی بر اثر اصابت ترکش از ناحیه کمر قطع نخاع و به دنبال آن با اصابت ترکـش به قسمتی از قلب به شدت مجـروح شد، بلافاصله در بیمارستانی در اهواز بستری شد. پس از مدتی از اهواز به بیمارستانی در شیراز انتقال یافت. پس از آن هم به بیمارستان بوعلی ساری منتقل شد.

اما سـرانجام کمیل ایمانی در  روز 19 تیر67 بر اثـر شدت جراحات به شـهادت رسید . او در طول مدت حضور در جبهه بیش از 6 بار مـجروح شد. پیکر او در گلزار شـهـدای عبدالحق زیـرآب سوادکوه به خاک سپرده شد. پس از شهادت کمیل دومین فرزند دختر او متولد شد که نام  او را معظمه نهادند.



نویسنده رحیم حقدوست شیوایی در 12:09 بعد از ظهر | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir